تبلیغات
ترامادول - اعتیاد به ترامادول

ترامادول

دوستان بزرگوار امید من سلامتی همه شما هست من خودم درد کشیده هستم

به نام خداوند



سلام به همه دوستان

هدف من از ساخت این وبلاگ این هست که باگرد آوری تجربه همه دوستان در مورد قرص ترامادول به دوستان که گرفتار این قرص خانماسوز شده اند کمک کنیم تا با خوندن تجربیات دیگران خود را از دام این اعتیاد لعنتی ترامادول بیرون بکشن و از تجربه دیگران و خودم درس عبرت بگیرند و سلامتی خود را بدست بیارند و در دام اعتیاد این قرص نیفتند

اینجانب اشکان 30 ساله هستم و قصد دارم در اینجا سرگدشت خودم را از ابتدا اشنایی و ترک این قرص بنویسم این سرگذشت منه همه اتفاقها واقعا برام اتفاق افتاده سعی کردم همه سرگذشتم رو بطور کامل بنویسم فقط در بعضی از موارد سربسته توضیح دادم تا فقط از عوارض این قرص مطلع بشید و از سرگذشتم بفهمید این قرص ترامادول چه بلای خانمانسوزی هست و با خوندن  این سرگذشت  دوستان با عوارض و بدبختی های این قرص آشنا بشند و بدونند ترک این قرص امکان پذیر هست و با کمی همت و اراده میشود اعتیاد این قرص را کنار گذاشت و امیدوارم همه دوستان گلم از این قرص فاصله بگیرند و خودشون رو به این قرص ترامادول  آلوده نکنند یا با امید به خداوند ترک کنند من از سال 1386 با این قرص آشنا شدم و تا 3 ماه پیش که در حدود 6 سال میشود به این قرص اعتیاد داشتم و مصرف من به روزانه 30 عدد قرص ترامادول 100 رسیده بود


سرگذشت من

قسمت اول

تابستان سال 1386 بود و من دانشجو بودم و وقت آزاد زیاد داشتم و 1 از دوستانم که 4 سال از من بزرگ تر بود 1 سالی بود که از اشنایی ما میگذشت تعمیر کار ماشین بود و مغازه داشت من هم بیشتر اوقات به آنجا می رفتم و به نوعی پاتوقم شده بود در همین رفت و امدها به مغازه دوستم 1 روز که به آنجا رفته بودم و حالم گرفته بود و با دوست دخترم دعوا کرده بودم و درس هام هم سگین بود و اصلا حال نداشتم  داشت روی 1 ماشین کار میکرد و من هم تو دفتر تعمیر گاه نشسته بودم بعد که کارش تمام شد و امد تو دفتر باهم نشسته بودیم 1 خشاب قرص ترامادول 100 از کشویی میزیش در اورد و 2 تا اش خورد و 1 نگاهی به من کرد و گفت این قرص به ادم انرزی متبت میده و ادم رو بیخیال غم و قصه میکنه و در مئلقع سکس نیز به ادم انرژی میده و ادم خیلی دیرتر ارضا میشه و درد بدن رو نیز بطور کامل تسکین میده و به من پشنهاد داد که 1 بار امتحان کنم من تا اون موقع گذری 2 بار حشیش و تریاک فقط کشیده بودم و از هر دو شون بعدم امده بود و دیگه هیچ وقت لب بهیشون نزده بودام و به قول بچه ها شانس اورده بودم که ازشون بعدم امده بود و سمتشون نرفته بودم اما از بعد روزگار 1 قرص ازش گرفتم و یادم هست که قرص رو نصف کردم و نصفه خوردم  من که بدنم هیچگونه مورفینی نداشت بعد نیم ساعت احساس کردم 1 حال خوبی دارم و غم و غصه یادم رفته و صدام 2 رگه شده و 1 خارش باحال رو بینیم و صورتم احساس میکنم بعد 1 سیار از رو میز برداشتم و روشن کردم و گشیدم حال خیلی خوبی داشتم و با همه گرم میگرفتم و دوست داشتم هی حرف بیزنم بعد ها فهمیدم که به این حال میکن نعشگی خلاصه اعتیاد من شروع شد با نصف قرص 100 ترامادول و فردا اون روز شب دوباره به مغزه رفتم و هنوزم بعد گذشت تقریبا 24 ساعت هنوز احساس شادی و انرزی در بدن میکردم دفتر تعمیر گاه نشسته بودم دیدم 1 کی از دوستانم که 2 ماه بود ندیده بودمش 1جلو مغازه واستاده و از شاگرد مغازه آمار من رو میگیره رفتم جلو دیدم مریم دوستمه بعد از سالم و احوال پرسی گفت داره میره خونه باهاش برم تا دمه خونشون برسونم البته دختر عموشم پیشیش بود زنگ زدم به 1 از دوستام و گفتم که با ماشینش بیاد تا با هم بریم تا در خونه برسونیمشون من با مریم پشت نشستیم و تو راه نظرش عوض شد و گفت خونشون کسی نیست و زنگ میزنه به مادرش که شیفت شب بود میگه امشب میخواد خونه دوستیش بمونه و زنگ زد و گفت بریم شب باهم باشیم ما برگشتیم و رفتیم خونه 1 از دوستام که خانمش خونه نبود و شب رو با هم بودیم و من انشب نصفه دیگه قرص رو خوردم و دیدم بله نه تنها به آدم انرژی و شادی میده بلکه همه حرفهای که در مورد قرص زده بود حقیقت داره من رو اوردم به مصرف قرص و دوباره رفتم پیش دوستام و این بار 1 خشاب قرص ترامادول 100 به من داد و دقیقا یادم هست گفت هر وقت تمام شد بیا اینجا زیاد دارم من هم قرص رو گرفتم و تقریبا در عرض 2 هفته مصرفم از نصفه قرص ترا رسید به 1 عدد کامل روزها میگذشت و منم وقتی به دانشگاه میرفتم همه درس ام رو  خیلی عالی یاد میگرفتم یعنی خوب و بدونه فکر و خیال سر کلاس حاضر میشودم و درس تو مغم  خوب میرفت اما اعتیادم به قرص ترامادول بیشتر و شدید تر میشد 1 ماه گذشت و من قرصم تمتم شده بود به سراغ دوستم رفتم  اما نبود و رفته بود شهرستان مسافرت  به ناچار قرص نخوردم 1 هفته اما نه درد داشتم و نه خمار بودم و شب هم راحت خوابم میبرد گول خوردم پیش خودم گفتم این قرص که اعتیاد نداره من که اصلا دردی ندارم پس حرفهای که میزنند در مورد اعتیاد به ترامادول و درد شدید و بی خوابی همش الکی 1 هفته گذشت و دوستام از شهرستان برگشت و من رفتم در مغازش و دیدمش  و ازمن پرسید تو چه حالی هستی گفتم خوبم  دوباره قرص از کشویی میزش در اورد و جلو من 3 تا با هم خورد و 3 تا خشاب هم به من داد و گفت پیشم باشه زیاد داره  منم گرفتم و همینطور که روزها میگذشت دیگه من با نصفه قرص ترامادول و یکی  حالم رو خوب نمیکرد یعنی نعشم نمی کرد و به ناچار برای رسیدن به حال خوب مصرفم رو  زیاد زیاد میکردم 6 ماه گذشت 1 شب که رفتم خونه دیدم قرصم تمام شده و شب ساعت 12 است زنگ زدم به محسن برای گرفتن قرص اما گوشیش خاموش بود و موفق به گرفتن قرص نشدام تازه اون شب درد و خماری و کلافکی بی خوابی امد سراغم کف پام میسوخت و درد شدید و افسردگی شدید همه یک جا به سراغم امده بودان من که تا اون موقع درد خماری نکشیده بودم و نمیدونستم خماری چیه تا صبح نخوابیدم و تو تختم مثل مار دور خودم میپیچیدم و میسوختم صبح ساعت 9 شده کالس نرفتم یک راست رفتم مغازه محسن تا دیدمش گفتم قرص بده که کل سلولهای بدنم داره از هم جدا میشه 1 خشاب قرص گرفتم و همون جا معده خالی 2 تا خوردم و 1 ساعتی نشستم و حالم خوب شده همون جا به خودم تو دلم کلی فش دادم و گفتم حاک تو سرت معتاد شدی تو که ورزش میکردی و 6 سال از عمرتو تو ورزش رزمی گذشتی حالا اگه کسی بفهمه اعتیاد داری کسی تحویلت نمیگیره تو این فکرا بودم که محسن بهم گفت پاشو بریم داروخانه به فروشنده معرفیت کنم تا هر وقت من نبودم خواستی بری انجا بگیری باز خر شدم گفتم برم اشنام کنه کم کم میزارمش کنار رفتنم به داروخانه و آشنایم با فروشنده شده کامل شدن بدبختیم و اعتیادم این رو از خیلی ها شنیده بودم که وقتی رفتی مواد مخدر خریدی یعنی دیگه معتاد کامل شدی.



ادامه دارد 



تماس با من    tramadol1000@gmail.com



نظر شما خوانندگان محترم


مریم

سلام. وقتتون بخیر. من دارم در مورد اعتیاد و امنیت خانواده ی تحقیق مینویسم ک چشمم به نوشته های شما خورد. واقعا جای تاسف داره که یه تحصیلکرده تو دام اعتیاد افتاده. البته این موضوع بخاطر عدم اطلاع خانواده ها و احساس کنجکاوی ما هاست. و بیشتر متاسفم که چرا این حسو ما با مضرات تجربه می کنیم و دنبال چیزایی نمیریم که برامون سود داشته باشه. من چند ساله(تقریبا 6 سال) که دارم روی موضوع اعتیاد کار میکنم و تا حالا مقالات زیادی در موردش نوشتم ولی قصد انتشارشونو ندارم. چون متاسفانه هر روز نتایج عوض میشه.
طی این 6 سال به افراد زیادی برخورد کردم که معتاد بوده اند. از هر نوع سنتی و شیمیایی صنعتی و ...
اما اشکان جان نکته قابل توجه در اعتیاد و عدم عود اون دور بودن و عدم توجه بهشه.
من ی معتاد اینترنت بودم . درسته که اعتیاد اینترنت با اعتیاد مواد مخدر فاصله زیادی داره و تقریبا مضراتش کمتره، ولی فقط اراده لازمه برای ترک هر اعتیادی نه هیچ چیزه دیگه ای.
و در انتها برات آرزوی موفقیت میکنم.



پاسخ

باتشکر از شما امیدوارم شما هم در همه مراحل زندگیتان شاد و پیروز باشید




نوشته شده در تاریخ شنبه 15 مهر 1391 توسط admin
استفاده از مطالب وبسایت با ذکر نام ترامادول 100 بلامانع است